دلم چه آرومه که بُردم از یادم تموم اون حرفات
بمونه این نامه یه یادگار از من میون اون دستات
گذاشتی رفتی بدون من رفتی گذشتی ازمنِ تنها
آتیش نشوندی به جون من رفتی نشستی با همه و هر جا
بذار یه نامه بگه به تو من دیگه رفتم تو رو نبینم
بمونه حسرت به دل تو دیگه محاله پیشه تو بشینم
از بچگی بزرگ شدم تنها و سَرکش
هرکی منو میدید می گفت تنها قلبش
روزگارم سخت بود اعتمادُ سلب کرد
تا اینکه تورو دیدمُ گفتی بمون برگرد
ته صدات غم بود و جاذبه ی من شد
توی ذهنم حک شد خاطره ای از تو
حسِ خوبی بود و گفتی پیشِ توأم تا ابد
قصه بودی دور شدی پیش خودم باخبر
از همه دنیا بی خبر از توأم
از همه دنیا تو بی خبر از خودم
کاشکی میدونستم یه روز احتمالأ بد می شی
از من و عشقمو اعتمادم رد می شی
دردسَر عاشقی از خوشگلی بیشتره
عاشق ساده خوراکش زهرماره شیش سره
با تو بودن بدتر از تنها موندنه
تنهایی بهتر از با هر کسی بودنه
حیف من و عشق پاکم که پای تو موندیم
تواشتباه کردی و ما جای تو سوختیم